X
تبلیغات
سکه 24
شنبه 29 آذر‌ماه سال 1393 @ 03:18 ب.ظ

شدیدا به یه ماگ قهوه ترک و یک همراه نیازمندم :|

سالی یه بار دلم قهوه میخواد حالا هم نمیشه:/

شاذه شدیدا دلم میخواست بهتون حمله کنم قهوه بزین حتی شوکولم بخرم براتون اما نشد...


عصرم کلاس انگلیزی و بعدم باید حال و جمع و جور کنم

فردا دختر دایی عا میان خونمون


عمه عمو ها سه شنبه میان :) یه حس جالبیه:)


خسته م نمیدونم چرا:-؟


سه‌شنبه 25 آذر‌ماه سال 1393 @ 04:15 ب.ظ

ناخونام

برای اولین بار در عمرم خودم تنهایییی تصمیم گرفته بودم بذارم ناخونام بلند شه...

:| داشتم موفق میشدما

دوتا از ناخونای مورد علاقم شیکست :|

اعصابی ندارم لدفن نزدیک نشوید :|


پی.اس: بعد از امتحان کردن میلیون ها لاک متوجه شدم یه لاک سرخابیییی دوس دارم و سرمه ای

اصن زندگی من بسته شده به این دورنگ احتمالا :دیی

فقط این دو رنگ خوشگل میشه :)

اگه ناخونم نشکسته بودم میزدم :| اه:|


سه‌شنبه 18 آذر‌ماه سال 1393 @ 03:37 ب.ظ

غر نامه!

تمام عمرم ارزو داشتم سایزم سی و شیش بود :| 

نکه حالا فکر کنین بابا مگه چند سالته این حرفو میزنی

ولی به این نتیجه رسیدم استخونام دیگه سایزشون سی و هشته و تمام!

خب باید بگم یخورده ای غصه م شد خانومه فروشنده گفت سایزت سی هشت چهله

نمیشد سی هشت سی شیش باشم؟ :/

بنا به حرص و جوش خوردن این چند روز دوباره یه مقداری دارم نمیخورم

بلکم این لپام بره تو دوباره

یه چیزی هم کشف کردم تا که بهم بگن لاغر شدی 

سریع دیگه وایمیسته دیگه ادامه پیدا نمیکنه تا به هدف برسه

دوباره پنج کیلو فاصله تا وزن خوب اقق

من یه روووز خیلی همونی که میخوام خواهم بود بله!



طی برنامه یادگیری خانه داری چند روزه مامان سوپریزم میکنن

مثلا دیروز دوازده و نیم رسیدم خونه مامان گفتن خب میتونی تست کنی 

که توانایی پخت سه سوت غذا رو داری یا نه :/

خب سربلند هم بیرون اومدم:دی 

تازه برنجشم جوشوندم دیگه خیلییی افتخار کنن بهم



اتاقمو یکم تمیز کردم اینقده خووووبه 

یه حس خوب تری دارم 

هنوز باید یه رسیدگی به لباسام بکنم ولی خب همینم کلی پیشرفته

تازه اشپزخونه رو هم مث گل کردم :دی

البته میدونم دو روز دیگه باز از اول اق:|

مهم اینه که الان تمیزه و من میتونم شب شیرینی بپزم :)



عصری کلاس انگلیسیم داریم

هرچی به مغز مبارک فشار اوردم مشق داشتیم یا نه به جایی نرسیدم

الانم خوابم میاد خب نمیشه برم نیگا کنم



هروقت من خوابم میاد موبایلمم دوره

حتماااا ویفی ش روشنههه

و حتما تو سه تا رومی که ایمپورتنت هستن و من میوتشون نکردم دارن حرف میزنن:|

همیشه همینجوریه

هیچی دیگه خوابم پرید اومدم بنویسم



پی.اس: اینقده حس خوبیه دوستا بسکتم دونه دونه یه فحش میدن میگن کجایی دلمون تنگ شده:))) همچین خوووبه کلا :)

پی.اس 2: جدا باید برم درس بخونم واسه همکلاسی ام فیلم بریزم اوف !


فلاااا

دوشنبه 17 آذر‌ماه سال 1393 @ 09:41 ق.ظ

بازگشت خیییلی سخت!

سلاااااااام

خوووبین؟

مام خوبیم بد نیستیم

یه چند روزی نبودم یه اتفاق مزخرف افتاده بود

شارژر تبلت و جا به جا کرده بودن منم از هر طرف میرفتم نزدیکش نبودم

اینم بنده خدا از بی شارژی مرده بود:)))

دیگه بالاخره رفتم شارژرو اوردم

الانم تازه زدمش به شارژ داره شارژ میشه

با 9درصد باتری خدمتتون رسیدم امیدوارم تو دستم منفجر نشه:)


بهطور افتضاحی سه روزه دلم تروبیکا میخواد :/

جرا از اسمون تروبیکا نمیوفته تو خونه ما؟

من تروبیکا میخوااااام


اتاقم به شکل فاجعه ای کثیفه :(( 

مشکل اینجاست که درصد بیشتریشم تقصیر من نیست و وسایل هم مال من نیست

بنابرین فقط برا خودم حرص میخورم لباسامو جمع نمیکنم

بعد باز حرص میخورم لباسام اون وسطه

نیازمند یه اهنگ شادم پلی کنم شروع کنم جمع و جور


باید بریم خونه اسمان

یه دویست تا برنامه ریخته بودم انجام بدم قبلش

جاش ظرف شستم و لباس شستم و پیش زمینه ای برای نهار

به این میگن زندگی رو برنامه:|


پول ندارم کادو بخرم :(( چه قلطی بکنم حالا؟

تازشم یه قسمت کادومو میدونم چیکا کنم قسمت دومشو هیچ ایده یی ندارم

اققققق:|

خنگی خر است.


یه ماه نرفتم بسکت دارم چاااق میشم :(((

متنفرم از هی رو ترازو رفتن :|

و البته از چاق شدن:|

مردم تا صاف و صوف شدم اق :|



ناخونام کوتاهه :/

میگین تا دو هفته دیگه در میاد؟ :/


من برم اماده شم :|

13 درصد باتری!

خیلی ام شادم :))))

چهارشنبه 12 آذر‌ماه سال 1393 @ 02:42 ب.ظ

فاجعه تاریخی

یه کاری کردم کارستون 

20 گرم کره تو دستور بود 70 گرم ریختم

انتظار ندارین که واضح بگم ظرفاشم شستم گذاشتم سرجاش کسی نفهمه نه؟ :|

خب کسی نفهمید جز شما :| 

نبینم لو بدینا

باید برم چشم پزشکی :|


پی.اس بعدا اضافه شد: وقتی از فر اومد بیرون متوجه شدم چه هنری فشوندم :/

( تعداد کل: 156 )
   1       2       3       4       5       ...       32    >>